تبلیغات
دلنوشته های من

قالب وبلاگ


دلنوشته های من
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود..... 
نویسندگان
نظر سنجی
سلام عزیزم،وبلاگم به نظرت چه جوری بود؟






صفحات جانبی

مادر، صفا و صمیمیت و صداقت، گلابِ گلبرگ های وجود توست. عشق و ایمان در پیشانی بلند تو، موج می زند. چشمانت چلچراغ محبت است. چشمه های مهربانی از چشم های تو سرچشمه گرفته است. لب هایت پیام آور شادترین، لبخندها و نگاه مهر آشنایت، زلالِ دل نوازترین عاطفه هاست. قلب تو، رود همیشه جاری عشق است. از سایه مهربان دست هایت گل مهر می روید. نسیم، چهره بر گام های تو می ساید. مادر، روزت مبارک باد.




[ دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 ] [ 02:02 ب.ظ ] [ نازگل ]

 

در میان کلماتی که ذهن خسته ی مرا به بازی گرفته می نشینم

 

ودر تمام مدتی که حرف ها چون موریانه روح آرزوهایم را می جوند،

 

می بینم چطور شاخه های سبز زندگی ام هرس می شود

 

وباورامید در میان احساسم می خشکد.

 

تبری در میان د ستانم بی رحمانه ریشه آرزوهایم رامی زند

 

 تا مبادارویایی جایگزین آنها نشود.

 

اینک در برهوت احساسم نشسته ام وبه زمینی چشم دوخته ام

 

 که تنها مترسکی لرزان در گوشه ای از آن نگاهم می کند.

 

غروب به آخر راهش می رسد ومن برای مرگ آرزوهایم جشن ماتم می گیرم............

                   




[ شنبه 16 اردیبهشت 1391 ] [ 08:03 ق.ظ ] [ نازگل ]
اشکهای من از غصه نیست، 

فقط..... چشمهای من خجالتیست..... 

چشمانم به وقت دیدنت ” عرق ” میکند! 

اما… تو این را باور نکن… غصه از اشکهای من میبارد…! 
 
 




[ شنبه 16 اردیبهشت 1391 ] [ 07:53 ق.ظ ] [ نازگل ]

سلام دوستان

سال نوی همتون مبارک...آرزو دارم روزای آینده روزایی باشن که آرزوشون روداشتید

من لحظه سال تحویل تو حرم امام رضا بودم....ارزوی چند سالم که بالاخره بهش رسیدم....توصیفش سخته...فقط میتونم بگم تو بهشت سالم تحویل شد...

نمیدونم چقدر خدا رو باید شکرگذار باشم....خدایا ...خدایا هزاران  هزار بار شکر

امام رضا فدای مهربونیات بشم.....که تو اوج دلتنگی و بی پناهی دعوتم کردی تو حرمت...

به امید روزهای خوب....آرزودارم همه جوونا به خواسته هاشون برسن....

به امید فرج مولامون صاحب الزمان....

به امید تو خدای مهربانم




[ شنبه 5 فروردین 1391 ] [ 04:03 ب.ظ ] [ نازگل ]

سلام....

عطر عید میاد......عطر سبزه های هفت سین...

زمین داره لباسش رو عوض می کنه.

اما....هنوزم دلتنگم....کاش آدمها بفهمن عمرمون چقدر کوتاهه ....مثل عمر ماهی قرمزی که سر هفت سین میذاریم تو تنگ...

چند ماه نگذشته می میره...خیلی زیاد بمونه 1 سال

عمرمون مثل عمر ماهی زود تموم میشه....

حضرت علی(ع) فرمودن اگر انسانها بدانند با هم بودنشان چقدر کوتاه است همدیگر را نمی رنجاندند.

اما افسوس

افسوس

صد افسوس

عطر نوروز میاد...دلاتون بهاری..




[ پنجشنبه 11 اسفند 1390 ] [ 07:08 ب.ظ ] [ نازگل ]

خدایا کفر نمی گویم...

 پریشانم ... چه می خواهی تو از جانم..؟!

مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی....

 خداوندا اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی...

 لباس فقر پوشی غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیاندازی و شب آهسته و خسته تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر می گویی...نمی گویی؟! اگردر روز گرما خیز تابستان تنت بر سایه دیوار بگشایی و لبت بر کاسه مسی قیر اندود بگذاری.. و قدر ی آن طرف تر عمارت های مرمرین بینی و اعصابت برای تکه ای این سو و آن سو در روان باشد.. زمین و آسمان را کفر می گویی..نمی گویی؟! خداوندا تو مسئولی.. خداوندا تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است...؟! چه رنجی می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است...!!! ....

<<<دکتر علی شریعتی>>>....




[ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 07:00 ب.ظ ] [ نازگل ]

یاد سهراب بخیر!

آن سپهری که تا لحظه خاموشی گفت:تو مرا یاد کنی یا نکنی،باورت گربشود یا نشود حرفی نیست؛

امانفسم می گیرد  در هوایی که نفسهای تو نیست




[ سه شنبه 9 اسفند 1390 ] [ 08:29 ب.ظ ] [ نازگل ]

   

خدا از من پرسید:« دوست داری با من مصاحبه کنی؟»

پاسخ دادم:«اگر شما وقت داشته باشید»

خدالبخندی زد و پاسخ داد:

زمان برای من ابدیست...چه سوالاتی در ذهن داری از من بپرسی؟

من سوال کردم:چه چیزی در آدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟

خدا جواب داد....

* اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند وعجله دارند که زودتر بزرگ شوند.....و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه بشوند.

* اینکه سلامتی خود را به خاطر به دست آوردن پول ازدست می دهند وسپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته خود را بازیابند.

* اینکه با نگرانی به آینده می نگرند...فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند.

* اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گویی هرگزنزیسته اند.

سپس سوال کردم:

به عنوان پروردگار دوست داری بندگانت چه درسهایی از زندگی بیاموزند؟

خدا پاسخ داد:

* اینکه نمی توانند کسی را وادار کنند که بدانها عشق بورزند.تنها کاری که میتوانند

 * انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند.

* اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند.

* اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.

* اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می بردولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخم ها التیام یابند.

* یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین هاست.

* اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند.

* اینکه یاد بگیرند دو نفر می تواند به یک چیز نگاه کند و آن را متفاوت ببیند.

* اینکه لازم نیست همدیگر را ببخشند بلکه خود را نیز ببخشند

به خدا گفتم چیز دیگری هم هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟

خدا لبخندی زد و گفت....فقط اینکه من اینجاهستم....همیشه




[ دوشنبه 8 اسفند 1390 ] [ 07:34 ب.ظ ] [ نازگل ]

شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد

.بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت میکارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم

 

 




[ دوشنبه 8 اسفند 1390 ] [ 10:54 ق.ظ ] [ نازگل ]

              

هیچ توجه کرده ای که کوله پشتی خاطره هایمان چقدر سنگین شده است؟این سنگینی هم خوب است و هم بد.

خوب است چون نشان می دهد من و تو چقدر باهم خاطره داریم..تو خالق خوبی ها هستی و من خالق بدی ها(نگو نه!خودم خوب میدانم!)

و اما بدی این سنگینی وجود حس مالکیت است که من نسبت به تو پیدا کرده ام حسی که روز به روزدارد بیش تر ریشه می دواند در سلول های بدنم.....وجود همین حس ریشه دار است که باعث شده تأخیردر دیدارهای چندصدم ماهانه مان مرا باران زده کند،شدید.

یادته؟         قانون نانوشته من و........قهریم ولی باهم حرف میزنیم که!




[ یکشنبه 7 اسفند 1390 ] [ 08:24 ب.ظ ] [ نازگل ]

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا  

                                 بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

نوشدارویی و بعد ازمرگ سهراب آمدی

                                سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا

عمر مارا مهلت امروز و فردای تو نیست

                                 من که یک امروزمهمان توأم فردا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

                                 دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ماچرا

وَه که با این عهدهای کوته بی اعتبار

                                 اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند

                              در شگفتم من نمی پاشد زهم دنیا چرا

شهریارا بی حبیب خودنمی کردی سفر

                             راه عشق است این سفر،بی مونس و تنها چرا؟




[ یکشنبه 7 اسفند 1390 ] [ 08:15 ب.ظ ] [ نازگل ]

کسی كه مزد وفای مرا جفا دانست

       دلم هرآنچه جفا دید ازاو وفا دانست

         

برای دیدن بقیه عکسها ادامه مطلب...


ادامه مطلب

[ یکشنبه 7 اسفند 1390 ] [ 11:42 ق.ظ ] [ نازگل ]

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن

                                         و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن

     و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن!

                                                              در بهشت تنها بودن سخت تر از كویر است.

  دکتر علی شریعتی




[ یکشنبه 7 اسفند 1390 ] [ 11:33 ق.ظ ] [ نازگل ]

سلام

این.....منم...دارم از پشت دیواری که بین خودمون ساختیم باهات حرف میزنم

نمیدونم شاید صدامو بشنوی شایدم نه......

شاید بشنوی و منو بفهمی شایدم نه...

شاید بفهمی و بخوای یه کاری واسه خودمون بکنی شایدم....نه

شاید بخوای یک کاری کنی اما بازم نتونی و .....

دارم باتو حرف میزن....آره خودت...نمیدونم کی اینا رو بخونی...به زودی یا وقتی که این دیوار بین ما دیگه قد کشیده باشه تافلک

ببین دلم گرفته.....دلم شکسته....نه تنها تو بلکه همه آدمای اطرافم یه جورایی شکستنش....مگه این قلب کوچیک چقدر جا داره تا همه یه طعنه ای بزنن و برن؟دارم گریه میکنم...نمیدونم ازدلتنیگی دوریته یا از دلشکستگی....یا ا زآینده ی مبهم خودم....یا از حرفایی که میشنوم و نمی تونم جواب بدم.

دام فکر میکنم به این 36ماه..

36ماه...کم نیست.....یادمه به هم قول میدادیم همدیگرو ناراحت نکنیم....دل همو نشکنیم....سنگ صبورهم باشیم.....اما این تازگیاهمه چی برعکسشده و تو کاملا تلخ.....نمیدونم شاید گذشت های همیشگی من عادت شده واست...تویی که حتی نمی تونستی چند ساعتی قهرب مونی.....و منی که زودی می بخشیدمت...

توکه گفتی پشت و پناهت میشم.....تکیه گاهت میشم..آنچنان  رفتی کنار که با سر خوردم زمین...

ای کاش هیچ وقت از خداآرزوی عاشق شدن نمی کردم.

اونم آدمی مثل تورو سر راهم قرارنمی داد.

خدا...؟؟؟؟میشنوی صدامو؟خداچرا نامه هام  نمیرسن به دستت؟خداخدا خیلی دوست دارم همش صدات بزنم اما نمیدونم چراتو دوست نداری جوابموبدی.....خدا تودیگه تنهام نذار..خدا؟خدا؟خداجونم؟خدا من تحمل سنگینیه این همه دردروندارم....

خدا کاش یه فرشته بفرستی بغلم کنه باهاش حرف بزنم و او فقط بهم امید بده حرفای خوب بزنه حرفهای گرم....من گریه  کنم واون آرومم کنه.....خدایا ببین چقدر به محبتت نیاز دارم.

خسته شدم از بنده های دروغگوت.....دروغای بزرگی که میگن..وعده های الکی....از اینکه راحت بازندگی  بقیه بازی میکنن.و هرموقع خواستن میرن.....خدا یادمه بهم میگفت تو هدف منی....! خنده داره نه؟آدم به این راحتی دست از هدفش ورمیداره؟نه مسئله اینه حرفای گنده زدن عادت بعضیاست...مردعمل نیستن....عوضی ان.

نامرد.....نامردی کمترین کارت بود...کاش وجدانت روپیدا کنی...

کاش ازت متنفر بشم.




[ شنبه 6 اسفند 1390 ] [ 03:50 ب.ظ ] [ نازگل ]

به من تکیه کن !

من تمام هستی ام را

دامنی میکنم تا تو سرت را بر آن بنهی !

تمام روحم را

آغوش می سازم تا تو در آن از هراس بیاسایی !

تمام نیرویی را که در دوست داشتن دارم

دستی میکنم تا چهره و گیسویت را نوازش کند !

تمام بودن خود را

زانویی میکنم تا بر آن به خواب روی !

خود را ، تمام خود را

به تو می سپارم تا هرچه بخواهی از آن بیاشامی !

از آن برگیری ، هرچه بخواهی از آن بسازی ، هرگونه

بخواهی ، باشم..!

از این لحظه مرا داشته باش !

    " دکترشریعتی "




[ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 10:45 ق.ظ ] [ نازگل ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ

سلام من نازگل هستم از آذربایجان به باغ بارون زده ی من خوش اومدید....
......به سراغ من اگر می آیید..نرم و آهسته بیایید...مبادا که ترک بردارد....
..............چینیه نازک تنهایی من........
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

نیت کنید و اشاره فرمایید

.

onLoad and onUnload Example

جدید ترین کد آهنگ ها Amir-b646

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

كد ماوس


فروش بک لینکطراحی سایتعکس